تفریحی ، سرگرمی ، سلامت ، روانشناسی ، دانلود آهنگ ، دانستی ها
اوقاتی که ریچارد کری در شهر قدم می زد 2021
یکشنبه 26 بهمن 1399 ساعت 19:09 | بازدید : 385 | نویسنده : jfun | ( نظرات 0 )
هر زمانی که ریچارد کری در شهر قدم می زد،
ماها ، در پیاده رو، وراندازش می کردیم :
از فرق سر تا نوک پا،آقا منش می مانست؛
سخت آراسته، وشاهانه باریک اندام
و بینهایت، پیراسته بود.
همیشه ،محترمانه سخن می گفت؛
آنگهی که، صبح به خیر می گفت،
(کلامش)ضرب آهنگ داشت.
گام (هم )که بر می داشت،پر تلألؤ می نمود.
متمول بود،آری ثروتمند تر از هر پادشاهی،
و تعلمی ستودنی در هر مرتبتی داشت.
خلاصه،تصور می کردیم، او همه چیز تمام است!
و این سبب شده بود،آرزو کنیم؛ کاش جایش می بودیم!
چون(مثل اسب)کار می کردیم،
-بدون قوتی،حتی دریغ از یک تکه نان خشک کوفتی-
و منتظر دمیدن بختمان بودیم!
تا اینکه درشب تابستانی آرامی،
ریچارد کری به خانه اش رفت
و گلوله ای در سرش خالی کرد.

ریچارد کری

شاعر:ادوین آرلینگتون رابینسون
ترجمه:رضا رضوانی بروجنی

خانه » ادبیات


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نویسندگان
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1157
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 3

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 13
:: بازدید هفته : 115
:: بازدید ماه : 278
:: بازدید سال : 836
:: بازدید کلی : 836
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران